وی افزود:" به عقیده من آن چیزی را که به عنوان طنز در جامعه به خصوص جامعه ادبیاتی رواج یافته، نمیتوان طنز دانست".
این کاریکاتوریست ادامه داد:" هر چیزی را که جدی نیست، نمیتوان طنز نامید، اینها همگی در بستهای به نام شوخ طبعی قرار میگیرند که البته شوخ طبعی خود مراتب مختلفی مانند شوخی ساده، فکاهی، طنز، طنز سیاه، هجو و فانتزی را در درون خود جای میدهد".
این پژوهشگر طنز را یک رشته ظریف و خاص از شوخ طبعی دانست که بسیار کمیاب است و گفت:" اطلاق واژه طنز به تمام شیرین کاریها و شوخ طبعیها زیاد درست نیست".
ضیایی به فقر طنز در ادبیات کودک و نوجوان اشاره کرد و اذعان داشت:" در آثار نویسندگان زبده طنز ایران کمتر شاهد خلق آثار مناسب و خوب برای کودکان و نوجوانان هستیم. فکاهیات سیاسی و اجتماعی بزرگسالان به ادبیات طنز کودک و نوجوان راه یافته که اصلا در حد گروه سنی کودکان نیست".
وی به شیوه ابداعی خودش اشاره و بیان کرد:" من کاریکاتوریست هستم و این فکر به ذهنم رسید که فکرهایی که در پس یک کاریکاتور است و تصویر نمیتواند آنها را بیان کند، بنویسم و در حال حاضر در حال نگارش کتابی با این مضمون هستم".
این هنرمند تصویرگر ادامه داد:" کاریکاتوریستها از تکنیکهای به کار بردن تناقضهای موجود، عدم تجانسها و ناهماهنگیها استفاده میکنند که دقیقا همان کاری است که طنزنویسها هم میکنند. پس میتوان بین كشیدن کاریکاتور و طنزنویسی رابطهای مستقیم برقرار کرد".
وی کارهای طنز موجود در ایران را به دو دسته دکهای و فانتزی تقسیم کرد و گفت:" ما در ایران دو نوع طنز در ارتباط با کارهای کودک و نوجوان داریم که دسته اول نوع تنزل یافته کارتونها هستند و من آنها را کارهای دکهای مینامم".
ضیایی در مورد بخش دوم طنز یعنی فانتزی توضیح داد:" فانتزی در ادبیات طنز کودک و نوجوان تفکرات زیبایی هستند که نهادها را نشان داده و آنها را روایت میکنند".

